|
در گذر از جاده زندگی آموختم که : ـ می توان به رفتن ادامه داد خيلی بعد از اينکه تصور کنی ديگر نمی توانی . ـ گاهی حق داری عصبانی باشی اما حق نداری ظالم باشی . ـ اگر به کسی دروغ گفتم بر اين باور نباشم که خيلی زيرک هستم و فقط افراد ديگر را فريفته ام ،مهمتر از آن خود را فريفته ام. ـ هرگز روابط دوستی را با شخصی که به زير دستان خود احترام نمی گذارد ادامه ندهم. ـ هر روز صبح که از خواب بر می خيزم خوشحال باشم و به خود تبريک بگويم زيرافرصت ديگری به من داده شده است. ـ هر چه در زندگی همين الانم رخ می دهد بهترين و خوش يمن ترين اتفاقی است که می توانست رخ دهد و به همين خاطر ذره ای از وقوع آن گله مند نيستم. ـ جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست . ـ هر تغييری، هر چند ناخوشايند، هميشه درهايی را به روی وقايع خوشايندتر می گشايد . ـ من با ديدن محدوديت در خودم خدا را محدود نمی کنم ، چون با خدا همراهم همه چيز ممکن و ميسر است. ـ فواره سرنگون می شود ، اما زمين گير نمی شود. ـ عشق ايثار چيزی بيش از تمامی خود است تنها در طلب لبخندی کوچک.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 18:12  توسط محمد و.م
|
|
|